تبلیغات
مرکز دانلود رایگان کتاب، جزوه، نمونه سوالات امتحانی و سوالات کنکوری تحت نظر آموزشگاه طاق دانش

طاق دانش

درباره کتابخانه آموزشگاه طاق دانش


با سلام خدمت دوستان گرامی در این وبلاگ هدف فراهم آوردن محیطی جهت دانلود کتاب های زبان اصلی، کتاب های فارسی، جزوه های درسی و آموزشی، آموزش رایگان نرم افزار و بزودی دانلود رایگان پروژه های دانشجویی می باشد، با نظرات خود ما را در ارائه بهتر خدمات یاری دهید

پیام مدیر به کاربران


به وبلا"گ کتابخانه آموزشگاه طاق دانش خوش آمدید با نظرات خود ما را در ارائه بهتر خدمات یاری دهید
با تشکر مدیریت آموزشگاه طاق دانش

مرد فقیری به شهری وارد شد، هنوز خورشید طلوع نکرده بود و دروازه شهر باز نشده بود. پشت در نشست و منتظر شد، ساعتی بعد در را باز کردند، تا خواست وارد شهر شود، جمعی او را گرفتند و دست بسته به کاخ پادشاهی بردند، هر چه التماس کرد که مگر من چه کار کردم، جوابی نشنید اما در کاخ دید که او را بر تخت سلطنت نشاندند و همه به تعظیم و اکرام او بر خاستند و پوزش طلبیدند. چون علت ماجرا را پرسید! گفتند: «هر سال در چنین روزی، ما پادشاه خویش را این گونه انتخاب می کنیم.» روزی با خود بر اندیشید که داستان پادشاهان پیش را باید جست که چه شدند و کجا رفتند؟

طرح رفاقت با مردی ریخت و آن مرد در عالم محبت به او گفت که: « در روزهای آخر سال پادشاه را با کشتی به جزیره ای دور دست می برند که نه در آن جا آبادانی است و نه ساکنی دارد و آن جا رهایش می کنند. بعد همگی بر می گردند و شاهی دیگر را انتخاب می کنند.» محل جزیره را جویا شد و از فردای آن روز داستان زندگی اش دگرگون شد.

به کمک آن مرد، به صورت پنهانی غلامان و کنیزانی خرید و پول و وسیله در اختیارشان نهاد تا به جزیره روند و آن جا را آباد کنند. سراها و باغ ها ساخت. هرچه مردم نگریستند دیدند که بر خلاف شاهان پیشین او را به دنیا و تاج و تخت کاری نیست. چون سال تمام شد روزی وزیران به او گفتند: «امروز رسمی است که باید برای صید به دریا برویم.» مرد داستان را فهمید، آماده شد و با شوق به کشتی نشست، اورا به دریا بردند و در آن جزیره رها کردند و بازگشتند، غلامان در آن جزیره او را یافتند و با عزت به سلطنتی دیگر بردند!



لطفاً ما را در گوگل محبوب کنید
Share
iconداستان کوتاه ،داستان عبرت آموز ،داستان پندآموز ،قند و پند ،داستان حکیمانه ،داستان شیرین ،داستان کوتاه و عبرت آموز ،داستان آموزنده ،سلطنت پادشاه دوراندیش ،


Check Google Page Rank